حثم تصویر معنی حثم لغت نامه دهخدا حثم. [ ح َ ] ( ع مص ) دادن. || نرم و رام کردن. || دلک. ( از منتهی الارب ). فرهنگ فارسی دادن نرم و رام کردن کلمات مرتبط عنانی کردن تلبیق ذمول معش دثع