حبلیل
مترادفها
ریسمان، طناب، بند
لغت نامه دهخدا
حبلیل. [ ح ُ ] ( ع اِ ) جانوری است کوچک که می میرد و ازباران زنده میگردد! ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
ریسمان، طناب، بند
حبلیل. [ ح ُ ] ( ع اِ ) جانوری است کوچک که می میرد و ازباران زنده میگردد! ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).