حبیل

لغت نامه دهخدا

حبیل. [ ح َ ] ( ع ص ) محبول. || دلاور. از آن رو که از جای نرود گوئی به رسن بسته شده است. || ( اِ ) حبیل براح؛ شیر. ( منتهی الارب ). و در «قطر المحیط»، شجاع.
حبیل. [ ح ُ ب َ ] ( اِخ )( ابو... ) جد محمدبن فضل. محدث است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

جد محمد بن فضل محدث است

جمله سازی با حبیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابو حبیلات (به عربی: أبو حبیلات) یک روستا در سوریه است که در ناحیه بری شرقی واقع شده‌است. ابو حبیلات ۲۹۹ نفر جمعیت دارد.

استفاده یعنی چه؟
استفاده یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز