حبقر

لغت نامه دهخدا

حبقر. [ ح َ ب َ ق ُ ] ( ع اِ ) ژاله. تگرک. ( آنندراج ). ابرد من حبقر؛سردتر از تگرک و یخچه. قال مجدالدین ذکروه فی الأبنیة و لم یفسروه و معناه البرد. حب الغمام. یقال: ابرد من حبقر، و یقال: عَبقُر و اصله حب قرّ، و القر البرد، و الدلیل علی ما ذکرته أن اباعمروبن العلاء یرویه: أبرد من عب قر و العب اسم للبرد. ( منتهی الارب ).

سحرخیز یعنی چه؟
سحرخیز یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز