جؤوش

مترادف‌ها

جوشش، فوران، کف

متضادها

آرامش، سکون

لغت نامه دهخدا

جؤوش. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جأش، بمعنی دل مردم و اضطراب آن از بیم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به جأش شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران