جوزل

لغت نامه دهخدا

جوزل. [ ج َ زَ ] ( ع اِ ) جوجه کفتر. کبوتربچه. ( دهار ) ( منتهی الارب ). بچه کبوتر. ( مهذب الاسماء ). جوان. || ناقه افتاده از لاغری. ( منتهی الارب ). ج، جوازل. || زهر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

جوجه کفتر کبوتر بچه یا ناقه افتاده از لاغری.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز