لغت نامه دهخدا
جوزل. [ ج َ زَ ] ( ع اِ ) جوجه کفتر. کبوتربچه. ( دهار ) ( منتهی الارب ). بچه کبوتر. ( مهذب الاسماء ). جوان. || ناقه افتاده از لاغری. ( منتهی الارب ). ج، جوازل. || زهر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ).
جوزل. [ ج َ زَ ] ( ع اِ ) جوجه کفتر. کبوتربچه. ( دهار ) ( منتهی الارب ). بچه کبوتر. ( مهذب الاسماء ). جوان. || ناقه افتاده از لاغری. ( منتهی الارب ). ج، جوازل. || زهر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ).
جوجه کفتر کبوتر بچه یا ناقه افتاده از لاغری.