جنکستان

مترادف‌ها

میدان جنگ، میدان نبرد، جنگستان، عرصه نبرد

لغت نامه دهخدا

جنکستان. [ ] ( اِخ ) قریه ای است از توابع ماهان کرمان. ( مرآت البلدان ج 4 ص 272 ).

جمله سازی با جنکستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در میان شعله‌های آتش و صدای انفجارها، میدان جنگ تبدیل به جنکستان وحشی و پر از ویرانی شده بود که زندگی در آن برای انسان‌ها بسیار دشوار است.

💡 تاریخ نشان داده است که هر جنکستان و میدان نبردی که بر اثر جاهل‌گری و جنگ‌های بیهوده شکل می‌گیرد، تنها باعث نابودی نسل‌ها و ویرانی تمدن‌های بزرگ می‌شود.

💡 خبرنگاران جنگی با وجود خطرات بسیار زیاد و حضور در دل جنکستان‌های پر از خطر، تلاش می‌کنند تا واقعیت‌های تلخ و وحشتناک ناشی از درگیری‌ها را گزارش کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران