لغت نامه دهخدا
جلفر. [ ج ُ ف َ ] ( معرب، اِ ) معرب گلپر. ( منتهی الارب ).
جلفر. [ ج ُ ف َ ] ( اِخ ) جُلَّفار است و مردم مرو آنرا کلفر خوانند. ( از معجم البلدان ). رجوع به جلفار شود.
جلفر. [ ج ُ ف َ ] ( معرب، اِ ) معرب گلپر. ( منتهی الارب ).
جلفر. [ ج ُ ف َ ] ( اِخ ) جُلَّفار است و مردم مرو آنرا کلفر خوانند. ( از معجم البلدان ). رجوع به جلفار شود.