جلعه
لغت نامه دهخدا
( جلعة ) جلعة. [ ج َ ل َ ع َ ] ( ع اِ ) جای ظهور دندان از لب وقت خندیدن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جلعة. [ ج َ ل ِ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث جلع.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جَلِع شود.
جمله سازی با جلعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان کوههای مرتفع و دورافتاده، ویرانههای یک جلعه قدیمی به چشم میخورد که نشان از شکوه و عظمت دوران باستانی این منطقه جغرافیایی دارد.
💡 سربازان در آن دوران، تمام وقت خود را صرف نگهبانی از دیوارههای بلند و استوار آن جلعه استراتژیک برای جلوگیری از حملات دشمن میکردند.
💡 داستانهای قدیمی حکایت از آن میکرد که در داخل آن جلعه بسیار بزرگ، گنجینههای بیشماری پنهان شده است که هیچکس از مکان آنها خبر ندارد.