بیضات
مترادفها
بیضهها
لغت نامه دهخدا
بیضات. [ ب َ ] ( ع اِ )ج ِ بَیْضة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به بیضة شود.
جمله سازی با بیضات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی به تقویت دین نهاده صد انگشت / مآثر ید بیضات دست موسی را (انوری)