لغت نامه دهخدا
جردادن. [ ج ِ دَ ] ( مص مرکب ) دریدن با ایجاد آوازی یا بی آواز چنانکه کاغذ و پارچه. جراندن. جرانیدن. دریدن، دریدنی که آواز دهد. ( یادداشت مؤلف ). || بدرازا پاره کردن. ( یادداشت مؤلف ).
جردادن. [ ج ِ دَ ] ( مص مرکب ) دریدن با ایجاد آوازی یا بی آواز چنانکه کاغذ و پارچه. جراندن. جرانیدن. دریدن، دریدنی که آواز دهد. ( یادداشت مؤلف ). || بدرازا پاره کردن. ( یادداشت مؤلف ).
( مصدر ) پاره کردن ( کاغذ پارچه و مانند آن ):( ( لباسش را جر داد. ) )