قاضی بدیعی دمش
لغت نامه دهخدا
قاضی بدیعی دمشقی. [ ب َ ی ِ دِ م ِ ] ( اِخ ) یوسف قاضی موصل، ادیبی است فاضل و منشی که در نظم و نثر و صنعت انشاء دستی توانا داشته و از مشاهیر فضل و ادب می باشد. بعضی از اهل ادب او را با بدیع الزمان همدانی توأم شمرده و گروهی وی را مقدم دارند و کتاب ذکری حبیب و کتاب الصبح المبنی عن حیثیة المتنبی که حاوی اخبار متنبی و بعض از اشعار طریقه اوست و کتاب هیبة الانام فی مایتعلق بابی تمام از تألیفات اوست. وی به سال 1073 هَ. ق. وفات یافت. ( معجم المطبوعات ستون 544 ) ( ریحانة الادب ج 151 ).
جمله سازی با قاضی بدیعی دمش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حبذا نقش بدیعی کز صفای منظرش نقشبند صنع بر خود فخر و تحسین میکند
💡 صفات تو ز بدیعی نمی شود ممکن جمال تو ز لطیفی نمی شود محسوس
💡 خجسته عکس بدیعی که از تجلی او سراسر آینه دهرپرفروغ و ضیاست
💡 زبانی که صنایع بدیعی مثل تشبیه یا استعاره و سجع را به کار میبرد زبان مجازی است.
💡 دیده از خط بدیع آب دهید ای احباب که عجب نقش بدیعی زده دوران بر آب
💡 *** ترانهی مستی منتشر شده در این کاست، اجرای بزمی سال ۱۳۵۵ - ۱۳۵۴ در منزل استاد حبیبالله بدیعی است.