جذور
مترادفها
ریشهها
متضادها
شاخهها
لغت نامه دهخدا
جذور. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جَذر. ( منتهی الارب ). رجوع به جذر شود.
فرهنگ فارسی
اصل وریشه، جمع جذر
( اسم ) جمع جذر
جمله سازی با جذور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای حل کردن مشکلات اساسی و ریشهای در جامعه، ابتدا باید به بررسی دقیق جذور و عوامل اصلی بروز این بحرانهای اجتماعی در سالهای گذشته بپردازیم.
💡 دانشمندان در آزمایشگاههای پیشرفته مشغول مطالعه روی جذور گیاهان هستند تا بتوانند با استفاده از تکنولوژیهای نوین، مقاومت آنها را در برابر خشکسالی افزایش دهند.
💡 حفظ و نگهداری از جذور فرهنگی و تاریخی یک ملت، یکی از مهمترین وظایف نسلهای جدید برای حفظ هویت خود در دنیای جهانی شده امروز است.