جذبان

لغت نامه دهخدا

جذبان.[ ج ِ ذِب ْ بان ] ( ع اِ ) زمام نعل که میان انگشت نر و انگشت دومین باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). زمام نعل. ( تاج العروس ). دوال نعل است. ( شرح قاموس ).

فرهنگ فارسی

زمام نعل که میان انگشت نر و انگشت دومین باشد.

جمله سازی با جذبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون کلاسیک عرفانی، از جذبان به کسانی اشاره می‌شود که بدون تلاش و برنامه‌ریزی، به دلیل کشش قلبی شدید، به سوی حقیقت الهی جذب شده‌اند.

💡 بسیاری از شاعران بزرگ کلاسیک فارسی، تجربیات خود از مواجهه با جذبان الهی را در اشعار خود با زبانی بسیار لطیف و نمادین توصیف کرده‌اند.

💡 فلسفه عرفانی معتقد است که مسیر رسیدن به کمال تنها از طریق ریاضت نیست، بلکه گاهی خداوند برخی را به عنوان جذبان برگزیده و انتخاب می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران