نعل وارون
مترادفها
نعل برعکس
لغت نامه دهخدا
نعل وارون. [ ن َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کاری که مردم بدان پی نبرند. ( انجمن آرا ). وسیله فریب دادن و گمراه ساختن. نعل وارونه. رجوع به نعل وارونه شود:
عشق خوش دارد مرا بهر فریب دیگران
پیش پای ساده لوحان نعل وارونش منم.صائب.
فرهنگ فارسی
کنایه از کاری که مردم بدان پی نبرند. وسیل. فریب دادن و گمراه ساختن. نعل وارونه.
جمله سازی با نعل وارون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فریب نعل وارون فلک غافل شدند حرص روزیخوارگان زین کاسه وارون فزود
💡 چین ابرو عاشقان را میکند گستاختر خضر کی ره را غلط از نعل وارون میکند؟
💡 عبث از طوق قمری نعل وارون می زند هر دم به صد دل سرو پیش او گرفتارست می دانم
💡 سرو را در حلقه آغوش دارد گرچه تنگ نعل وارون همچنان قمری ز کوکو میزند
💡 ندارد حلقه ای جز نعل وارون محمل لیلی نباید گوش ای مجنون به آواز درا کردن
💡 حربا، زند به عشقت از مهر نعل وارون جوزا برهمن توست، زنار می نماید