لغت نامه دهخدا
جبجبی. [ ج ُ ج ُ ] ( ع ص، اِ ) شکنبه فروش. ( مهذب الاسماء ). فروشنده شکنبه. ( ناظم الاطباء ). سیرابی فروش. کیپائی ( توسعاً ). ( یادداشت مؤلف ).
جبجبی. [ ج ُ ج ُ ] ( ع ص، اِ ) شکنبه فروش. ( مهذب الاسماء ). فروشنده شکنبه. ( ناظم الاطباء ). سیرابی فروش. کیپائی ( توسعاً ). ( یادداشت مؤلف ).