جامبیه
مترادفها
زره، پیراهن زرهی
لغت نامه دهخدا
جامبیه. [ ی ِ ] ( اِخ ) قصبه ای است در جزیره سوماترا بفاصله 250 هزار گز از پالمبانگ و در ساحل نهری بهمین نام واقع است. ( قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ فارسی
قصبه ای در جزیره سوماترا
جمله سازی با جامبیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بسیاری از کشورهای عربی، حمل کردن یک جامبیه با دستهای از نقره و جواهرات، نشانهای از شجاعت و اصالت خانوادگی در میان مردان است.
💡 موزههای تاریخ و هنر، مجموعههای ارزشمندی از انواع جامبیه را نگهداری میکنند که هر کدام حکاکیهای منحصر به فردی را بر روی تیغه خود دارند.
💡 در برخی از مراسمهای سنتی، استفاده از جامبیه به عنوان یک وسیله تزئینی و نمادین، بخش مهمی از پوشش رسمی و شکوه شخصیت است.