جادو افرین
مترادفها
افسونگر، جادوگر، ساحر
فرهنگ عمید
( جادوآفرین ) آفرینندۀ جادو، آفرینندۀ سِحر و ساحری.
فرهنگ فارسی
( جادو آفرین ) ( صفت ) ۱- بوجود آورند. سحر. ۲- خدای تعالی ((چونک جادو می نماید صد چنین چون بود دستان جاد و آفریین. ) ) ( مثنوی )
افسونگر، جادوگر، ساحر
( جادوآفرین ) آفرینندۀ جادو، آفرینندۀ سِحر و ساحری.
( جادو آفرین ) ( صفت ) ۱- بوجود آورند. سحر. ۲- خدای تعالی ((چونک جادو می نماید صد چنین چون بود دستان جاد و آفریین. ) ) ( مثنوی )