ثرورت
مترادفها
ثروت، دارایی، مال، غنا
متضادها
فقر، تنگدستی، بیپولی
لغت نامه دهخدا
ثرورت. [ ث ُ رَ ] ( ع مص ) ثرارت. ثرّ. ثرور. رجوع به ثر و ثُرور شود.
ثروت، دارایی، مال، غنا
فقر، تنگدستی، بیپولی
ثرورت. [ ث ُ رَ ] ( ع مص ) ثرارت. ثرّ. ثرور. رجوع به ثر و ثُرور شود.