تیز اموز
مترادفها
تیزآموز، یادگیرنده سریع
متضادها
کندآموز
لغت نامه دهخدا
( تیزآموز ) تیزآموز. ( نف مرکب، ن مف مرکب ) که تیز آموزاند. که تیز آموخته شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): هر پیشه که از آن کهتر نباشد و هر صناعت که از آن تیزآموزتر نبود، تا مرد مدتی بر مزاولت آن مداومت نمی نماید در آن مهارتی... حاصل نمی کند.( المعجم فی معاییر اشعارالعجم از یادداشت ایضاً ).
فرهنگ فارسی
( تیز آموز ) که تیز آموزند که تیز آموخته شود
جمله سازی با تیز اموز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او یک دانشجوی بسیار تیزآموز است که توانست در مدت کوتاهی پیچیدهترین مفاهیم ریاضی و مهندسی را به خوبی یاد بگیرد و در امتحان عالی عمل کند.
💡 مدیر شرکت از تواناییهای فوقالعاده این کارمند تیزآموز در یادگیری سریع سیستمهای جدید نرمافزاری و اجرای دقیق آنها بسیار شگفتزده و خوشحال شده است.
💡 برای موفقیت در دنیای پرسرعت امروز، داشتن ویژگی تیزآموز بودن در کنار پشتکار و تلاش مستمر برای یادگیری مهارتهای جدید بسیار حیاتی و ضروری است.