تیز نگریستن

لغت نامه دهخدا

تیز نگریستن. [ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) در کسی، به خشم در او دیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
سلیمان یکی تیزتیز در وی نگریست. ( حدودالعالم از یادداشت ایضاً ). || خیره نگاه کردن: و نشان تندرستی و قوت او [ افعی گرزه ] آن باشد که سر برافراشته دارد و چشمهای او سرخ باشد... و تیز نگرد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

در کسی بخشم در او دیدن خیره نگاه کردن

جمله سازی با تیز نگریستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کار دادگاه فرجام، نگریستن به تصمیمات دادگاه‌های پژوهشی و تعیین سازگاری این تصمیمات با قانون است. دادگاه فرجام نگهبان یگانگی رویه دادرسی است و از نظر انتظامی بر دستگاه قضایی نظارت دارد.

💡 قابل توجه است که اگر در همین ترجمهٔ بالا به جای فعل نگریستن از نگاه کردن استفاده شود، مفعول بی‌واسطهٔ فارسی به مفعول باواسطه تبدیل می‌شود.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز