تکریز

لغت نامه دهخدا

تکریز. [ ت َ ] ( ع مص ) افتادن پرهای باز: کرزالبازی تکریزاً ( مجهولاً )؛ افتاد پرهای آن باز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و عبارة الاساس: کرزالنسر و البازی و غیر هما جعل فی کریز و ربط حتی سقط ریشه. و یقال: کرزالرجل صقره؛ اذا خاط عینیه و اطمعه حتی یذل. ( اقرب الموارد ).