توانگو
مترادفها
سخنور، فصیح، گویا، بلیغ
متضادها
ساکت، خاموش
لغت نامه دهخدا
توانگو. [ ت َ ] ( ص، اِ ) بمعنی تانگو است. ( فرهنگ جهانگیری ). رجوع به تانگو شود.
فرهنگ فارسی
به معنی تانگ است
سخنور، فصیح، گویا، بلیغ
ساکت، خاموش
توانگو. [ ت َ ] ( ص، اِ ) بمعنی تانگو است. ( فرهنگ جهانگیری ). رجوع به تانگو شود.
به معنی تانگ است