تهصیص
مترادفها
تخصیص، اختصاص دادن، تعیین کردن
متضادها
تعمیم، عمومی کردن
لغت نامه دهخدا
تهصیص. [ ت َ] ( ع مص ) نیکو گشادن چشم را و تیز نگریستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تخصیص، اختصاص دادن، تعیین کردن
تعمیم، عمومی کردن
تهصیص. [ ت َ] ( ع مص ) نیکو گشادن چشم را و تیز نگریستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).