تنزیر
مترادفها
هشدار، بیم دادن، تهدید
متضادها
بشارت
لغت نامه دهخدا
تنزیر.[ ت َ ] ( ع مص ) کم کردن، یقال: نزر عطاءَه ُ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) کاستن، کم گردانیدن.
فرهنگ عمید
۱. کم کردن.
۲. کم کردن بخشش و عطا.
فرهنگ فارسی
پاک کردن کسی را از چیزی یا پروردن آهو ماده بچه خود را ٠
ویکی واژه
کاستن، کم گردانیدن.