تنتج
مترادفها
تولید کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن
لغت نامه دهخدا
تنتج. [ ت َ ن َت ْ ت ُ ] ( ع مص ) پیچ و تاب خوردن جهت برآمدن بچه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تولید کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن
تنتج. [ ت َ ن َت ْ ت ُ ] ( ع مص ) پیچ و تاب خوردن جهت برآمدن بچه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).