لغت نامه دهخدا
بچه کشیدن. [ ب َ چ َ /چ ِ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ ] ( مص مرکب ) بچه زادن. ( آنندراج ). || حمل بچه. بارداری:
خرسندی است دارو، استرونی است حرص
کآز و نیاز بچه همی توأمان کشد.امیرخسرو.|| بچه گرفتن از جنس ماده پرورده و نگهداری شده.
بچه کشیدن. [ ب َ چ َ /چ ِ ب َچ ْ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ ] ( مص مرکب ) بچه زادن. ( آنندراج ). || حمل بچه. بارداری:
خرسندی است دارو، استرونی است حرص
کآز و نیاز بچه همی توأمان کشد.امیرخسرو.|| بچه گرفتن از جنس ماده پرورده و نگهداری شده.
بچه زادن یا حمل بچه بارداری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزهای بیتقویم گزارشی اجتماعی از کانون اصلاح و تربیت است. این فیلم دربارهٔ نوجوانان پسر زیر ۱۸ سالی است که همه در یک آسایشگاه با هم هستند و به جرمهای مختلف باید دوران اصلاح و بازتوانی را بگذرانند. پیش از به تصویر کشیدن زندگی دسته جمعی بچههای کانون، تمرکز بر سه نفر از آنها بیشتر است. وحید، سجادو علیرضا.