تمیح

لغت نامه دهخدا

تمیح. [ ت َ م َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) ناوناوان رفتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال: مر فلان یتمیح؛ ای یتکفا و معناه ُ یتبختر و ینظر فی ظله. ( اقرب الموارد ). || به چپ و راست مایل شدن شاخه و مست. ( از اقرب الموارد ).

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز