تمکینات
مترادفها
استقرارها، تثبیتها
متضادها
ضعف، بیثباتی، تزلزل
لغت نامه دهخدا
تمکینات. [ ت َ ] ( اِ ) ج ِ تمکین. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تمکین شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر اسم ) جمع تمکین
استقرارها، تثبیتها
ضعف، بیثباتی، تزلزل
تمکینات. [ ت َ ] ( اِ ) ج ِ تمکین. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تمکین شود.
( مصدر اسم ) جمع تمکین