تملاق

لغت نامه دهخدا

تملاق. [ ت ِ م ِل ْ ل ] ( ع مص )چاپلوسی کردن. تملق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تودد و تلطف بکسی و نرم گردانیدن کلام و تذلل: و حب تملاق و حب هو القتل. ( از اقرب الموارد ).

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز