تلعاب
مترادفها
آب دهان
لغت نامه دهخدا
تلعاب. [ ت َ ] ( ع مص ) بازی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تلعاب. [ ت َ / ت ِ / ت ِ ل ِع ْ عا ] ( ع ص ) مرد بسیاربازیگر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماده بعد شود.
جمله سازی با تلعاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تولید مداوم تلعاب در دهان نقش بسیار مهمی در فرآیند هضم غذا و محافظت از بافتهای حساس داخل دهان در برابر اسیدهای معده دارد.
💡 کمبود شدید تلعاب در دهان میتواند منجر به مشکلات گوارشی جدی و همچنین بروز مشکلاتی در صحبت کردن و بلعیدن غذا برای بیماران شود.
💡 بررسی ترکیبات شیمیایی موجود در تلعاب میتواند به پزشکان کمک کند تا برخی از بیماریهای سیستمیک و وضعیت سلامت کلی بدن بیمار را تشخیص دهند.