تقذیف
مترادفها
تهمت، افترا، بدگویی
متضادها
ستایش، مدح، دفاع، تنزیه
لغت نامه دهخدا
تقذیف. [ ت َ ] ( ع مص ) مبالغه قذف. ( تاج المصادر بیهقی )( زوزنی ). سخت سنگ انداختن و سخت دشنام دادن. ( آنندراج ). لعنت نمودن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قذف شود.
جمله سازی با تقذیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قوانین فقهی اسلامی، تقذیف به معنای اتهام زدن بدون داشتن چهار شاهد است که میتواند مجازاتهای سنگینی برای فرد متهم در پی داشته باشد.
💡 وکیل مدافع با استدلالهای دقیق خود سعی داشت ثابت کند که موکلش مرتکب جرم تقذیف نشده و تنها بر اساس شواهد موجود صحبت کرده است.
💡 هرگونه اتهام بیاساس و بدون دلیل مستند در مورد حیثیت افراد، میتواند از نظر شرعی و قانونی تحت عنوان تقذیف مورد بررسی قرار گیرد.