تفتغ

واژه «تفتغ» از ریشه عربی گرفته شده و در متون لغوی به معنای شکسته شدن، ترک خوردن و چاک برداشتن به کار می‌رود. این واژه معمولاً برای توصیف حالتی استفاده می‌شود که یک جسم سخت بر اثر فشار، ضربه یا سایش دچار شکستگی یا ترک‌های عمیق می‌شود. در کاربردهای کهن، «تفتغ» بیشتر ناظر بر شکافتن یا خرد شدن چیزی است که پیش‌تر یکپارچه و سالم بوده است. این واژه گاهی در ترکیباتی مانند «تفتغ تحت الضرس» نیز آمده است که به معنای خرد شدن یا شکستن چیزی زیر دندان می‌باشد و بر شدت فشار و ریز شدن جسم تأکید دارد. از نظر معنایی، «تفتغ» با مفاهیمی مانند ترک برداشتن، فرو ریختن و از هم گسیختن نیز ارتباط دارد و در زبان عربی برای بیان آسیب‌های فیزیکی به اجسام سخت به کار می‌رود. در برخی متون، این واژه به صورت استعاری نیز استفاده شده و برای بیان شکستن روحیه، فروپاشی یا آسیب‌دیدگی غیرمادی به کار رفته است. با این حال، کاربرد اصلی آن بیشتر در حوزه توصیف شکستگی‌های فیزیکی و مادی است. این واژه در زبان فارسی امروزی کاربرد رایج ندارد و بیشتر در متون لغوی و قدیمی دیده می‌شود. بنابراین، این کلمه به معنای شکسته شدن، ترک برداشتن و خرد شدن چیزی است که تحت فشار یا ضربه دچار آسیب و گسیختگی می‌شود.

لغت نامه دهخدا

تفتغ. [ ت َ ف َت ْ ت ُ ] ( ع مص ) شکسته گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تشدخ. ( اقرب الموارد ): تفتغ تحت الضُرس؛ ای تشدخ. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شکسته گردیدن