لغت نامه دهخدا
تغیر پذیرفتن. [ ت َ غ َی ْی ُ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول دگرگونی:
آنچه تغیر نپذیرد تویی
آنکه نمرده است و نمیرد تویی.نظامی.عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش.سعدی.
تغیر پذیرفتن. [ ت َ غ َی ْی ُ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول دگرگونی:
آنچه تغیر نپذیرد تویی
آنکه نمرده است و نمیرد تویی.نظامی.عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد
بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش.سعدی.
قبول دگرگونی