تعلقدار

مترادف‌ها

وابسته، دلبسته

متضادها

بی‌علاقه، بی‌تفاوت

لغت نامه دهخدا

تعلقدار. [ ت َ ع َل ْ ل ُ ] ( نف مرکب ) مالک و خداوند ملک و زمین دار. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تعلقدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وکیل مدافع با بررسی دقیق اسناد و مدارک موجود، توانست ثابت کند که موکل او تنها یک تعلقدار قانونی به اموال موجود در این ملک است.

💡 هر یک از تعلقدار حقوقی که در این قرارداد نام برده شده است، موظف است تمامی تعهدات مالی خود را در موعد مقرر به شرکت پرداخت کند.

💡 در جریان بازرسی‌های مالی انجام شده، مشخص شد که چندین نفر به عنوان تعلقدار اصلی، منتظر تسویه حساب‌های معوقه خود از سوی مدیریت شرکت هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران