تعزیتنامه
مترادفها
تسلیتنامه
لغت نامه دهخدا
تعزیتنامه. [ ت َ زِ ی َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ای که در ماتم پرسی می نویسند. ( ناظم الاطباء ): چون سیف الدوله از حادثه پدر خبر یافت به شرایط عزا قیام نمود و به برادر تعزیتنامه نوشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
جمله سازی با تعزیتنامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از شنیدن خبر ناگوار درگذشت، بلافاصله یک تعزیتنامه رسمی و محترمانه برای خانواده مقتول نوشت تا تسلیت خود را به طور رسمی ابراز نماید.
💡 در مراسم سوگواری برگزار شده، توزیع تعزیتنامه میان تمامی حاضران نشاندهنده احترام بسیار زیاد و قدرشناسی عمیق از تمامی خدمات ارزنده آن مرحوم بود.
💡 بسیاری از سازمانهای بزرگ و دولتی برای تسلی خاطر خانوادههای آسیبدیده، تعزیتنامههایی با متنی بسیار محترمانه، سنگین و رسمی تهیه و به صورت رسمی ارسال میکنند.