لغت نامه دهخدا
تعزیت پرسی. [ت َ ی َ پ ُ ] ( حامص مرکب ) ماتم پرسی. ( ناظم الاطباء ).
تعزیت پرسی. [ت َ ی َ پ ُ ] ( حامص مرکب ) ماتم پرسی. ( ناظم الاطباء ).
ماتم پرستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پشت ملک جم ز بار تعزیت خم خواست شد راستی را هم برای آصف جم راست شد
💡 هر دو عالم در لباس تعزیت اشک میبارند و تو در معصیت
💡 از بهر آنکه نامه بر تعزیت شوند شام و سحر دوپیک کبوتر شتاب شد
💡 حالیا بر سر آنم که پی سوگ ربیع مجلس تعزیتی ساز دهم ناهنجار
💡 هنوز شام درین تعزیت سیه پوش است هنوز عالم کرّوبیان پر از جوش است
💡 بخوان ز «نصرت دوله» تو تعزیت بر ترک که خاک بر سر دربار «بابعالی» شد