تظارف
مترادفها
تشریفات، آداب، تعارفات
متضادها
صمیمیت، بیتکلفی
لغت نامه دهخدا
تظارف. [ ت َ رُ ] ( ع مص )خود را بتکلف ظریف نمودن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). بتکلف زیرکی نمودن. تظرف. ( از اقرب الموارد ).
تشریفات، آداب، تعارفات
صمیمیت، بیتکلفی
تظارف. [ ت َ رُ ] ( ع مص )خود را بتکلف ظریف نمودن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). بتکلف زیرکی نمودن. تظرف. ( از اقرب الموارد ).