تصمیغ

لغت نامه دهخدا

تصمیغ. [ ت َ ] ( ع مص ) داخل کردن صمغ در چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || صمغ به سر مالیدن تا موی بسته گردد. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تصمیغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در صنایع دستی قدیمی، فرآیند تصمیغ برای پوشاندن سطح فلزات با لایه‌ای از مواد معدنی جهت ایجاد زیبایی و مقاومت استفاده می‌شد.

💡 متخصصان هنر با استفاده از تکنیک‌های دقیق تصمیغ، توانسته‌اند آثار هنری بسیار زیبایی را با ظرافتی بی‌نظیر برای موزه‌ها خلق کنند.

💡 در برخی از فرآیندهای شیمیایی و صنعتی، مرحله تصمیغ با دقت بسیار بالایی انجام می‌شود تا کیفیت نهایی محصول تضمین گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران