تصریب
متضادها
دفع، جلوگیری
لغت نامه دهخدا
تصریب. [ ت َ ] ( ع مص ) صمغ سرخ را خوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صمغ خوردن. ( از اقرب الموارد ). || شیر ترش نوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
شیر ترش نوشیدن
دفع، جلوگیری
تصریب. [ ت َ ] ( ع مص ) صمغ سرخ را خوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صمغ خوردن. ( از اقرب الموارد ). || شیر ترش نوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
شیر ترش نوشیدن