تشیظم

مترادف‌ها

نظم، سازماندهی، ساماندهی

لغت نامه دهخدا

تشیظم. [ ت َ ش َی ْ ظُ ] ( ع مص ) شتاب کردن بر کسی در سخن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): تشیظم علیه بالکلام؛ تخطرف. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران