تشیطن
مترادفها
شیطنت، شرارت
متضادها
تقوا، پاکی
لغت نامه دهخدا
تشیطن. [ ت َ ش َی ْ طُ ] ( ع مص ) دیو شدن و نافرمان و سرکش گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کار شیطان کردن. ( از اقرب الموارد ).
شیطنت، شرارت
تقوا، پاکی
تشیطن. [ ت َ ش َی ْ طُ ] ( ع مص ) دیو شدن و نافرمان و سرکش گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کار شیطان کردن. ( از اقرب الموارد ).