تشرشر
متضادها
تجمع، انسجام
لغت نامه دهخدا
تشرشر. [ ت َ ش َ ش ُ ] ( معرب، مص ) مصدر منحوت عربی از شرشر فارسی. حکایت صوت فروریختن آب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
تجمع، انسجام
تشرشر. [ ت َ ش َ ش ُ ] ( معرب، مص ) مصدر منحوت عربی از شرشر فارسی. حکایت صوت فروریختن آب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).