لغت نامه دهخدا
تسبیک. [ ت َ ] ( ع مص ) گداختن زر و نقره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ذوب کردن نقره و جز آن و ریختن در قالب. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || نیکو کردن ترصیف و تهذیب کلام. ( از المنجد ).
تسبیک. [ ت َ ] ( ع مص ) گداختن زر و نقره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ذوب کردن نقره و جز آن و ریختن در قالب. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || نیکو کردن ترصیف و تهذیب کلام. ( از المنجد ).
گداختن زر و نقره. ذوب کردن نقره و جز آن. ریختن در قالب.