تزاجر

لغت نامه دهخدا

تزاجر. [ ت َ ج ُ ] ( ع مص ) زجر کردن بعضی مر بعضی را از منکر. ( ناظم الاطباء ). بازداشتن بعضی مر بعضی را از منکر. ( از اقرب الموارد ). بازداشتن گروهی مر گروهی را از شر. ( از المنجد ). || یکدیگر را به هیجان آوردن لشکریان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ جُ ) [ ع. ] (مص ل. ) همدیگر را از انجام کاری نهی کردن.

ویکی واژه

همدیگر را از انجام کاری نهی کردن.

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز