ترطب
مترادفها
مرطوب شدن
متضادها
خشکی
لغت نامه دهخدا
ترطب. [ ت َ رَطْ طُ ] ( ع مص ) بسیارمرطوب و نمدار شدن. ( ناظم الاطباء ). تر شدن، و منه: ترطب لسانی بذکرک. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
فرهنگ عمید
مرطوب شدن، نم دار شدن.
مرطوب شدن
خشکی
ترطب. [ ت َ رَطْ طُ ] ( ع مص ) بسیارمرطوب و نمدار شدن. ( ناظم الاطباء ). تر شدن، و منه: ترطب لسانی بذکرک. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
مرطوب شدن، نم دار شدن.