تراونده تصویر معنی تراونده مترادفها نفوذکننده، روان متضادها مهارشده، بازایستاده فرهنگ عمید کوزه یا ظرفی که نم پس بدهد یا آب از آن تراوش کند. گزارش محتوای نامناسب