لغت نامه دهخدا
تخضیض. [ ت َ ] ( ع مص ) آراستن کسی را به مهره های خَضَض. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آراستن کسی را به مهره های خرد و سفیدکه کودکان پوشند. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
تخضیض. [ ت َ ] ( ع مص ) آراستن کسی را به مهره های خَضَض. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آراستن کسی را به مهره های خرد و سفیدکه کودکان پوشند. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
آراستن کسی را بمهره های خرد و سفید که کودکان پوشند.