تخبیص

لغت نامه دهخدا

تخبیص. [ ت َ ] ( ع مص ) افروشه پختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خبیص ساختن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ).

فرهنگ فارسی

افروشه پختن خبیص ساختن

جمله سازی با تخبیص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مباحث پیچیده کلامی، بحث درباره تخبیص و اینکه آیا می‌توان حکم به کفر کسی داد یا خیر، همواره از موضوعات بحث‌برانگیز میان دانشمندان مذهب بوده است.

💡 برخی از حقوق‌دانان معتقدند که نباید با استفاده از مفاهیم مذهبی اقدام به تخبیص افراد کرد، زیرا این کار می‌تواند منجر به ایجاد شکاف‌های اجتماعی عمیق شود.

💡 بسیاری از پیروان مذاهب مختلف تلاش می‌کنند تا از هرگونه تخبیص بی‌مورد جلوگیری کنند تا بتوانند فضای صلح‌آمیزی برای همزیستی در جوامع متنوع فراهم کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران