تخبئه
مترادفها
پنهان کردن، مخفی کردن
متضادها
آشکار کردن، افشا کردن
لغت نامه دهخدا
( تخبئة ) تخبئة.[ ت َ ب ِ ءَ ] ( ع مص ) پنهان داشتن و در پرده داشتن زن. ( تاج المصادر بیهقی ). پنهان داشتن و در پرده داشتن. ( زوزنی ). پنهان کردن چیزی را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || بخوبی حفظ کردن چیزی را. ( ناظم الاطباء ).